خواسته مرتبه اول، خواستن برای انجام یک عمل است. اما خواستن مرتبه دوم این است که شما یک خواسته را بخواهید، مثلا بخواهید که یک خواسته در میان خواسته هایتان باشد. یا می خواهید که یک خواسته در میان خواسته هایتان نقش مهمی بازی کند و خواسته وموثری باشد. به همین شکل ارضا مرتبه اول و ارضا مرتبه دوم ، ارضا خواسته های مرتبه اول و خواسته های مرتبه دوم هستند.
برای مثال یک معتاد را در نظر بگیرید، وی ممکن است به صورت متناوب بخواهد تا مواد مخدر مصرف کند، و در عین حال بخواهد که اعتیاد خود را ترک کند، اواز اعتیاد خود متنفر است و هرکاری که به ذهنش می رسد برای ترک را انجام می دهد. اما خواست او برا ی مصرف بسیار قوی است و در نهایت وقتی پریودش می رسد تسلیم می شود. بنابراین او دارای خواست مرتبه اول برای مصرف مخدر و همین طور خواست مرتبه اول برای عدم مصرف آن، اما در عین حال یک خواست مرتبه دوم دارد و آن این است که وی می خواهد که خواست مرتبه اولش برای عدم مصرف، اراده او باشد، خواست موثری باشد. بنابراین در میان کشمکش های میان خواسته های مرتبه اولش، بی اهمیت و بی خیال نیست، بلکه می خواهد تا خواست عدم مصرف اراده او را تشکیل دهد. Harry Frankfurt داشتن خواست مرتبه دومی از این نوع را لازمه شخص person بودن می داند.